دوباره حرف دل می نویسم،
به دور از هر تکلف و پیچیدگی های کلام

چشمان جستجوگرم رو به سوی آسمان دوخته بودم .

خیلی پر ابهت و زیبا بود

آسمون سفیده سفید بود. مثل دل فرشتگان خدا ،

برف مثل دونه های مروارید

هنرمندانه و زیبا میومد میلغزید، میرقصید و برروی زمین می نشست.

دیدن منظره زیبای برفی منو باخودش می بره به

خاطرات دور و دراز زمان بچگیم

اینجا هوا سرده و برفی.

یک روز برفی، همه زیبائیها، و دلتنگیها رو

با خاطراتش همراه میکنه و می فرسته تا اعماق وجودت.

وقتی که قدم زنان از کوچه یا خیابونی میگذری

و هجوم برف رو زیر نور چراغ برق خیابونها میبینی




تاريخ : بیست و سوم دی ۱۳۹۲ | 16:10 | نویسنده : تنها |