برای تو می نویسم برای تو که آسمان دلم

از دوری چشمانت گرفته است

برای تو می نویسم تا بدانی تا بخوانی

رنگ تنهایی گرفته روزهای هستیم

کاش می شد قطره ای از خاطراتت

در این خلوت تنهایی زنده می شد

تا من بودم لحظه های ناب با تو بودن

کاش انقدر سنگ بودم تا طاقت آن را داشتم که

رویایت را به دست باد خزان می دادم

ولی من حتی تنهاییم را با خیال تو قسمت می کنم

آخر تو نیمه جان منی

تو تنها بهانه دلخوشی این دل شکسته ای حتی برای گریه

هر دانه اشکم به نام تو میریزد

هر ثانیه عمرم به یاد تو قسم می خورد

اینها را گفتم تا بدانی من بی تو میمیرم



تاريخ : پنجم مهر ۱۳۹۲ | 13:45 | نویسنده : تنها |