گريه کن جداييا ما رو رها نمي کنن ....

.آدما انگار براي ما دعا نمي کنن...

گريه کن حالاحالا از هم بايد جدا باشيم ....

بشينيم منتظر معجزه ي خدا باشيم...

گريه کن منم دارم مثل تو گريه مي کنم ...

به خداي آسمونامون گلايه مي کنم...

گريه کن واسه شبايي که بدون هم بوديم ...

تنهايي ، براي سنگيني غصه کم بوديم...

گريه کن ، سبک ميشي ، روزاي خوب يادت مياد ...

گرچه تو تقويمامون نيستن اون روزا زياد...

گريه کن براي قولي که بهش عمل نشد ...

واسه مشکلاتي که ، بودش و هست و حل نشد...

گريه کن واسه همه ، واسه خودت ، براي من ...

توي باروني ترين ثانيه حرفاتو بزن...

گريه کن تا آينه شه ، باز اون چشاي روشنت ......

واسه موندن لازمه ، فداي گريه کردنت

----------------------------------------------

 

سيرم از زندگي و از همه كس دلگيرم

آخر از اين همه دلگيري و غم مي ميرم

پرم از رنج و شكستن، ‌دل خوش سيري چند ؟

ديگر از آمد و رفت نفسم هم سيرم

هر كه آمد، دل تنهاي مرا زخمي كرد

بي سبب نيست كه روي از همه كس مي گيرم

تلخي زخم زبان و غم بي مهري ها

اينچنين كرده در آيينة هستي پيرم

بس كه تنهايم و بي همنفس و بي همراه

روزگاريست كه چون ساية بي تصويرم

دلم آنقدر گرفته است، خدا مي داند

ديگر از دست دلم هم به خدا دلگيرم!




تاريخ : پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ | 19:10 | نویسنده : تنها |