چقدر دوست داشتم يک نفر از من می پرسيد چرا نگاه هايت آنقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت

آنقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايی پر از خاطره .

آري با تو هستم .. با تويی که از کنارم گذشتی... و حتی يک بار هم نپرسيدی چرا چشم هايت

هميشه باراني است!!!



تاريخ : هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 19:0 | نویسنده : تنها |