پنهان میکنم صورتم را پشت دستهایم اشکهایم را پشت پلکم بغضم را پشت سکوتم

لرزش چانه ام را پشت سرما و تپش دلم را پشت لبخندم کامم پر از طعم تکراری

بغض است اینچنین مات نگاهم نکن ببوس گلویم را تا بوسه ات راهی کند بغض های

رفتنت را کاش میفهمیدی ترا نمیشود ندید ترا نمیشود نخواست ترا نمیشود گم کرد

ترا میشود دوست داشت تا مرز بی نهایت ترا میشود به خاطر سپرد تا فراسوی یادها

ترا میشود خواست بالاتر از هر آرزو دیگر بس است خیالت خودت را می خواهم خودت

را یکبار برای همیشه !



تاريخ : پنجم آذر ۱۳۹۰ | 22:46 | نویسنده : تنها |