این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم / خداحافظ نا مهربون میخوام ازت دل بکنم

سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم / این جمله رو اینقد میگم تا که فراموشت کنم

  

می بوسیمت سه تایی / من و غم و تنهایی / امان از این جدایی / دلتنگتم خدایی

  

یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره . . .  این یادت نره . . .

  

زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ...

  

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم

                                                       باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

  

ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی /  دعوت ما بوده ای  ,  مهمان  مردم  می شوی 

  

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد / کس جای در این منزل ویرانه ندارد

دل را به کف هر که دهم باز پس آرد / کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

  

وفای شمع را نازم که بعد از سوختن /   به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد

نه چون انسان که بعد از رفتن  همدم /  گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد

 

  

سکوتم را به باران هدیه کردم / تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانه هایت / به هر خاکی رسیدم گریه کردم

  

چه سخته آدم دوباره به دیواری تکیه بده که 1بار آوارش روش ریخته

  

به نامردی نامردان قسم خوردم

که نامردی کنم در حق نامردان


 

کاشکي عشق ديروز هنوز ميون ما بود

واسه من توي قلبت هنوز يه ذره جا بود

  

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست / تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

عاشقي مقدورهر عياش نيست / غم کشيدن صنعت نقاش نيست 

  


مي رسد روزي که بي من روزها رو سر کني
مي رسد روزي که مرگ رو باور کني
مي رسد که تنها در کنار قبر من شعر هاي کهنه ام رامو به مو از بر کني

  

تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست
من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم
افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست

  


         



تاريخ : بیست و چهارم تیر ۱۳۸۹ | 3:9 | نویسنده : تنها |