همین امشب فقط بر سفره قلب تو مهمانم

همین امشب فقط در آرزوی خواب طوفانم

مرا در کلبه مهرت اگرچه جای ماندن نیست

همین امشب فقط آواره و محتاج درمانم

تمام چشمه های شور و شادی در من افسرده

همین امشب فقط با گوشه چشمی غزلخوانم

من و سجاده ومسجد همه هم عهد و پیمانیم

همین امشب فقط جامی بده بشکسته پیمانم

برای جشن میلادت اگرچه ره بسی دور است

همین امشب فقط،امشب فقط ،خوشحال و خندانم



تاريخ : نوزدهم مرداد ۱۳۸۹ | 4:24 | نویسنده : تنها |