تودل يه مزرعه يه كلاغ روسيا

 

هوايي شده بره پابوس امام رضا

 

اما هي فكر ميكنه اونجا جاي كفتراس

 

آخه من كجا برم يه كلاغ كه روسياس

 

من كه تو سياهيا از همه سياترم

 

بين اون كبوترا با چه رويي بپرم

 

تو همين فكرا بودش كلاغ عاشقمون

 

يه دلش مي گفت برو يه دلش مي گفت بمون

 

كه يهو سياهي گفت تو نتر س و راهي شو

 

به سياهي فكر نكن تو يه زا ئري برو

 

اگه دريام كه باشه راه اقيانوستون

 

تشنگي مي كشدم تابيام پابوستون


تاريخ : پانزدهم مرداد ۱۳۸۹ | 4:40 | نویسنده : تنها |