تمام لحظه ها یادت به ذهنم شور میریزد

به شام تار تنهایینگاهت نور میریزد

به من سرمی زنی هر شب

لطیف و نرم و رویایی

تو را حس می کنم ای جان

تو در هر گوشه پیدایی

تو باید با خدا باشی که پاک و بی ریا هستی

تو آن شهرزاد عشقی که در افسانه ها هستی

مرا با خود ببر ای دل تا لحظه ای دور

ببر تا لحظه آبی

ببر تا سرزمین دور



تاريخ : ششم مرداد ۱۳۸۹ | 3:12 | نویسنده : تنها |